شمس الدين محمد تبريزى مغربى

19

ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى )

آن ادوار البته اگر وى مذهب تشيع مىداشت ناچار به تقيه بود و ليكن سعه مشرب او كه از قول به طريقه وحدت وجود هم ناشى مىباشد او را از اختلافات مربوط به مذاهب و فرق دور نگه‌مىداشت ، چنان كه مىگويد 78 وراى مطلب هر طالب است مطلب ما * برون ز مشرب هر شاربست مشرب ما 85 تو دين و مذهب ما گير در اصول و فروغ * كه دين مذهب حق است دين و مذهب ما 86 نخست لوح دل از نقش كائنات بشوى * چو مغربى اگرت هست عزم مكتب ما وى در رهائى از قيودى كه سجاده و تسبيح به پايش افكنده است كوشش مىكند و اين كوشش را نه تنها در گسيختن از طواهر دينى به كار مىبرد بلكه از كعبه و بتخانه و زنار و چليپا نيز خويشتن را به در مىآورد و مىگويد : 1326 از كعبه و بتخانه و زنار و چليپا * از ميكده و كوى خرابات گذشتيم 1333 سجاده و تسبيح به يك‌سوى فكنديم * در خدمت ترسابچه زنار ببستيم 1330 اين‌ها به حقيقت همه آفات طريقتند * المنة لله كه ز آفات برستيم و اين كلام محى الدين را در ترجمان الاشواق بخاطر مىآورد كه گفته بود . لقد صار قلبى قابلا كل صورة * فمرعى لغزلان و دير لرهبان و بيت لاوثان و كعبه طايف * و الواح توراة و مصحف قرآن ادين بدين الحب أنى توجهت * ركائبه فالحب دين و ايمان 1 * با چنين مشربى مغربى كه همه جا را خانه خدا مىداند در كوى مغان بامى و معشوق مىنشيند و از همه هستى نيست مىشود تا به هستى ابد برسد البته نمىتواند مثل عوام خويشتن را در كشمكش‌هاى ظواهر مذهبى